دعا؛ راهی برای تجربه آرامش

با یک جستجوی کوتاه در فضای مجازی یا حقیقی، با ده ها پیشنهاد مختلف مواجه می شوید که همه شان می خواهند شما را به آرامش روحی برسانند اما… من می خواهم راهی را به شما پیشنهاد کنم که امتحانش را پس داده؛ پیشنهاد من، دعا کردن است! واقعا حیف است که آدم بخواهد ساده از کنار دعا کردن بگذرد؛ آن هم وقتی که امتحان کردنش هیچ خرجی ندارد.

انسان همیشه به یک پشتیبان نیازمند است؛ هرچقدر هم که متکی به نفس باشد باز هم پناهی می خواهد برای حوادث ناگهانی و نگرانی های بی وقفه اش. انسان، هرچقدر هم که به موفقیت های جورواجور دست یافته باشد و هرچقدر هم که آدم کاملی به نظر برسد، باز هم ناآرامی هایی دارد که گمان می کند هیچ جوره نمی تواند از شرشان خلاص شود… و درست همینجاست که نقش «دعا کردن» نمایان می شود. دعا کردن یعنی حرف زدن و درد دل کردن با موجودی که بسیار فراتر از انسان های خاکی است و به هر کاری تواناست؛ دعا کردن یعنی طلب کمک از کسی که تمام محبت های روی زمین، از مهربانی او سرچشمه گرفته اند. چنین کسی دست رد به سینه بندگانش می زند؟!

حداقل تا آنجا که به متون اسلامی و ادعیه ای که از معصومین «علیهم السلام» روایت شده اند، مربوط است، مناجات را می توان راهی برای خودشناسی و خداشناسی دانست؛ در این دعاهاست که انسان، متوجه جایگاه خود در نظام آفرینش می شود و حین صدا زدن پروردگار، عظمت و مهربانی او را می شناسد.

اصلا اهمیتی ندارد که دعا کردنتان چه نتیجه ای داشته باشد؛ من درباره نتیجه اش حرف نمی زنم؛ دارم از این حرف می زنم که دعا کردن به خودی خود می تواند انسان را آرام کرده و قلبش را از امید لبریز کند. دعا کردن، حس «راحتی» به انسان می دهد. دعا کردن، معامله ای است که باختن و ضرر کردن در آن معنا ندارد؛ چطور می توان از ضرر کردن در دعا سخن گفت، آن هم وقتی که خود خدا گفته صدایتان را می شنوم و دعاهایتان را دیر یا زود اجابت می کنم و اگر هم شما را به خواسته تان نرساندم، می توانید مطمئن باشید که چیزی بهتر از آن در تقدیرتان نوشته ام؟!

نویسنده: کاپسکا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *